گزارش دره یدک هزار مسجد- قوچان

دسته: اخبار باشگاه , گزارش برنامه
بدون دیدگاه
سه شنبه 9 خرداد 1396 17:59

گزارش دره یدک هزار مسجد- قوچان

گزارش سفر رود اترک(روستای یدک)
تعداد:۱۴نفر
سرپرست:محمد بابایی
سرقدم:لیلا ابراهیمی
عقب دار: برادران علیزاده
امدادگر و سرپرست بانوان: مریم حجازی


سفرمون در ساعت ۳ عصر پنج شنبه ۹۶/۳/۴ با تعداد ۱۲ نفر از همنوردان از ایستگاه گلبهار شروع شد و همه سوار بر مینی بوس مشهد رو به سمت قوچان ترک کردیم. هوا گرم بود ولی هرچه به قوچان نزدیکتر می شدیم کاهش محسوس دما شور و نشاط  ما رو بیش از پیش می کرد و بزودی همه همنوردان باهم آشناتر و صمیمی شدیم و جو بسیار خوبی مینی بوس رو در بر گرفت. ۵:۱۰ دقیقه به قوچان رسیدیم و ضمن توقف کوتاهی که داشتیم طبق قرار قبلی ۲ تا از همنوردان خوب قوچانی هم به ما ملحق شدن. از اونجا به سمت شرق قوچان حرکت کردیم . مسیر بسیار زیبا بود و در سمت راست جاده، رود اترک جریان داشت و منطقه ای بسیار سرسبز و پوشیده از باغهای متعدد و متوالی رو کنارهم رو ایجاد کرده بود. نیزارهای وسیعی در مسیر رود وجود داشت و موجی که وزش باد در اونها ایجاد میکرد چشم نواز بود. شاید اگر منطقه کوهستانی نبود، جاده های شمال رو در ذهن تداعی می کرد. حدود نیم ساعت تا سد تبارک فاصله داشتیم و در طول مسیر از روستاهای متعددی مثل هی هی، قیطانی، پری آباد، یوسفخان، بادخور، تبریک و الهیان گذشتیم. وقتی به اونجا رسیدیم با صحبتهایی که سرپرست محترم گروه انجام دادن، نگهبانان سد لطف کردن و اجازه دادن تا بازدید کوتاهی از سد داشته باشیم. سد خاکی یا بهتر بگم سنگریزه ای تبارک بسیار زیبا و پرآب بود. همانطور که قبلا هم گفتم بخاطر وزش باد، آب سد مواج بود و در زیر تلالو خورشید در حال غروب منظره فوق العاده ای رو ایجاد کرده بود. اونهمه عظمت و زیبایی واقعا ستودنی و مایه افتخار هر ایرانیه.بعد حدود نیمساعت توقف دوباره به راه افتادیم و سد اونقدر وسیع و طویل بود که تا نیمی از راه همچنان در کنار دست جاده ادامه داشت. جالبه بدونین روستایی در نزدیکی سد وجود داشته که بخاطر واقع شدن در مسیر سد در سالهای گذشته، تمام منازلش خریداری و تخلیه شده و الان بطور کامل در زیر آب قرار داره و تنها چیزی که از اون روستا میشه دید درختانی هست که حتی در زیر آب و از فاصله دور قابل رویت هست. در ادامه مسیر دشتی بود که گله های دام در اون پراکنده بودن و مسیرحرکت رودخانه های فصلی در اون دیده میشد و با توضیحات سرپرست متوجه شدیم که در زمان پر آبی سد، این منطقه هم بطور کامل به زیر آب میره. حدود ساعت ۷ به روستای یدک رسیدیم. روستایی قدیمی که در بالادست سد تبارک قرار داشت و سرچشه رود اترک بود. نکته جالب در مورد این روستا مردمان مذهبی اون بود. مردمانی سختکوش با گویش کرمانج که امرار معاششون از طریق باغداری بود.این روستا در دامنه کوهی قرارداره که به (رفه الله)یا(کوه الله) معروفه. علتش هم الله بسیار بزرگی هست که توسط یکی از اهالی خوش ذوق و هنرمند روستا بر دیواره کوه نقش بسته . تصمیم بر این شد که در همین روستا مینی بوس رو ترک کنیم و حدود ۲ ساعت ادامه مسیر رو تا امام زاده حجی که بالاتر از روستا قرار داره (از میون باغهای سرسبز و زیبای منطقه) پیاده طی کنیم. خورشید غروب کرد ولی مسیر همچنان روشن بود و زیر آسمون پرستاره قدم بر میداشتیم. حدود ساعت ۸ و نیم بود که به محل کمپ و توقف مینی بوس رسیدیم. برای اطمینان بیشتر سرپرست همراه چند نفر از همنوردان بسمت امامزاده رفتن تا اگه محل مناسبتری برای کمپ شناسایی شد به اونجا بریم ولی باتوجه به مناسب و مسطح بودن زمین و نزدیکی به رود  درهمون محل چادرها رو برپا کردیم. آتش روشن و بساط چای آتیشی با گلهای کوهی برپا شد و همه دور آتیش حلقه زدیم و شام رو همراه با نونهای محلی که همنورد عزیزمون اقای علیزاده تدارک دیده بود و روی آتیش داغ کرده بودیم خوردیم و اونقدر گرم گفتگو و دکلمه خوانی بودیم که متوجه گذر زمان نشدیم. ساعت ۱ شب بود و هیچکس علاقه ای به ترک جمع گرممون نداشت ولی چاره ای جز استراحت و آماده شدن برای برنامه فردا نبود.
۶.۵ صبح بیدار باش بود و چادرهارو جمع کردیم و آماده حرکت شدیم و ساعت ۷ هم پیمایشون رو به سمت آبشارها شروع کردیم. در روشنایی روز گلهای بزرگ و بنفش موسیر که تموم منطقه رو پوشونده بود خودنمایی میکرد. از کنار آسیاب آبی قدیمی و متروکه گذشتیم و مسیر دره بکر و بسیار زیبای یدک رو از داخل رودخونه ادامه دادیم تا به اولین ابشار رسیدیم. آبشار بسیار زیبایی که گذر زمان قندیلهای آهکی کوچکی در کنار اون ایجاد کردهبود.باید برای ادامه مسیر دست به سنگ می شدیم به بالای آبشار می رفتیم. پوشش گیاهی دره بسیار متنوع بود و از نسترن های خودرو گرفته تا درختان بید و انواع گیاهان معطر مثل پونه، آویشن، گل پپوک، بابونه تمام مسیرو پوشانده بودن و به دلیل همین تنوع و سرسبزی، فضا پر بود از پرواز پروانه های بزرگ و رنگارنگ و پرندگانی که با صداشون تمام مسیرو با ما همراهی میکردن. رودخانه پر آب و پر خروش از زیر پاهامون روان بود و خنکای آب روح و جسممون رو تازه میکرد. حدود ۳ ساعتی داخل این دره زیبا پیمایش کردیم و از چند آبشار کوچیک و بزرگ گذشتیم و هرجا لازم بود همنوردا کمر همت میبستن و با یاری هم و ضمن هیجانی که داشتن از دیواره های سنگی عبور میکردن. از آخرین آبشار که گذشتیم محلی برای اتراق و صرف صبحانه پیدا کردیم و بعد از استراحت کوتاهی از رودخانه دور شدیم و  به سمت ارتفاعات و قله ۲۳۰۰ متری یدک حرکت کردیم.خورشید به وسط آسمون اومد و هوا گرمتر از قبل شده بود. جز گروه ما و تعدادی از افراد محلی و گله ای که در اون نزدیکی بود کسی در منطقه دیده نمی شد. پوشش گیاهی در ارتفاعات هم شامل درختان ارس ، زرشک، بوته های گون و کمای و گل سنگهای بسیار بزرگی بود که در منطقه پراکنده بود و محیط بسیار مناسبی رو برای زندگی پرندگان کوچکی مثل کبک و طرقه فراهم کرده بود طوریکه موقع حرکت ما از بین بوته ها ناگهان بیرون می پریدن و پرواز میکردن.حدود ساعت ۱و نیم به بالای کوه رسیدیم و با هندوانه شیرینی که برادران علیزاده زحمت آوردنشو کشیده بودن سوپرایز شدیم و تجدید قوا کردیم و به سمت پایین کوه و امامزاده حجی حرکت کردیم و پس از یک ساعت به آبشار اول رسیدیم و خودمون رو به خنکای آب سپردیم و بعد از کمی آب بازی و رفع خستگی برای برگشت به مشهد آماده شدیم و در مسیر برگشت با انرژی و نشاط اتفاقات سفرو مرور می کردیم و به شیرین کاری های هم میخندیدیم. قبل از رسیدن به سد در گوشه جاده برای صرف نهار اتراق کردیم ، آخرین عکسهای یادگاری گرفته شد و دوباره مسیرو از سر گرفتیم. با رسیدن به قوچان از همنوردای خوب قوچانی جدا شدیم و به سمت مشهد حرکت کردیم و به لطف خدا با کوله باری از خاطرات خوش و تجربیات مفید در ساعت ۲۲ به مشهد رسیدیم.


ثبت شده توسط:روابط عمومی
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 5526
برچسب ها: اخبار باشگاه گزارش برنامه